تبلیغات
فیزیک دریچه ای رو به خدا - داستانی جالب
فیزیک دریچه ای رو به خدا
وبلاگی برای تمام دانش آموزان گل در سراسر ایران و دانش آموزان کلاس ما

 

روزی کشتی ناخدایی در دریا غرق شد و ناخدا خود را به نزدیک ترین جزیره ناشناخته رساند و از شدت خستگی از چوب درختان برای خود خانه ساخت روزی که برای آوردن آب از کلبه خارج شده بود موقع برگشت متوجه شد که کلبه  آتش گرفته است.

ناراحت شد و به خدا گفت:

آخر تو که کشتی مرا در دریا غرق کردی دیگر چرا خانه ام را از بین بردی.

در همان حین زیر درختی خوابش برد.،ردای آن روز ازصدای بوق کشتی بیدار شد و از ناخدای کشتی پرسید :

شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم.

گفت: از دود آتش هایی  که  از جنگل خارج می شد فهمیدیم کسی در اینجاست.

                     

این متن را دانش آموز عزیز المیرا آجیل چی از کلاس دوم دبیرستان شفق تهیه کرده است.




طبقه بندی: سخن ها و داستانهای حکیمانه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 مهر 1391 توسط ف. ایجادی | نظرات ()
درباره وبلاگ

چشم ها را باید شصت..
جور دیگر باید دید..
بیاین به دنیا ، به زندگی ، به درس، به فیزیک و... از زاویه های دیگه نگاه کنیم.
من دبیر فیزیک هستم و این درس را در مشهد تدریس می کنم.
اگر شما جزو دانش آموزانی هستین که به درس فیزیک اهمیت نمیدهید و آن را بی ارزش میدانید حتما مطالب وبلاگ رو بخونید چون قصد اصلی من از زدن این وبلاگ آشتی دادن شما دانش آموزان گل با فیزیک و درک مفاهیم و اهمیت اون در شناخت خودتون و خداست.

در انتها از اینکه از وبلاگ من دیدن میکنید ممنونم . نظر و پیشنهاد یادتون نره .

با آرزوی موفقیت برای تک تک شما خوانندگان عزیز

» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
 
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
» نظرتون در مورد مطالب وبلاگ چیه ؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :